|
رضا مونده با یک دنیا پر از تنهای
|+| نوشته شده توسط رضاموسوی در پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386 و ساعت 11:6 ... در دنیا که قلب شکسته ام است از.........؟
|+| نوشته شده توسط رضاموسوی در پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386 و ساعت 11:2 این است نوای تنهای....
|+| نوشته شده توسط رضاموسوی در پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386 و ساعت 11:1 قدرت فکر اندیشه
|+| نوشته شده توسط رضاموسوی در چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386 و ساعت 14:44 نظر تون در باره این عکس چیست؟...
|+| نوشته شده توسط رضاموسوی در چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386 و ساعت 11:6 چرا باور نکردم یک روزعاقبت تنهای تنهای...
|+| نوشته شده توسط رضاموسوی در چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386 و ساعت 10:59 گویندلحظه است روئیدن عشق آن لحظه هزاربار تقدیم تو باد.
کاش میشد بار دیگر سرنوشت از سر نوشت کاش میشد هر چه هست بر د |+| نوشته شده توسط رضاموسوی در چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386 و ساعت 10:57 سفر به دنيای احساس. عاقبت خواهم مرد.
|+| نوشته شده توسط رضاموسوی در سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386 و ساعت 11:55 بخند مرا به رویاببر.......
|+| نوشته شده توسط رضاموسوی در سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386 و ساعت 11:52 سفر به رویا
............؟
|+| نوشته شده توسط رضاموسوی در چهارشنبه هفدهم بهمن 1386 و ساعت 16:51 به چچچچچچچچچچچچچچچچچچچچه قیمت؟
|+| نوشته شده توسط رضاموسوی در چهارشنبه هفدهم بهمن 1386 و ساعت 16:48 عکس ...
|+| نوشته شده توسط رضاموسوی در چهارشنبه هفدهم بهمن 1386 و ساعت 16:39 نامه های عاشقانه تا کجا....
دنیایه....
|+| نوشته شده توسط رضاموسوی در چهارشنبه هفدهم بهمن 1386 و ساعت 16:23 سخنان اندیشمندان وبزرگان
جونيوان : آن زمان كه آفتاب روز آرامش شب را در هم مي شكند در مه صبحگاهي بال بگشا و روزي نو را به هماوردي فراخوان . آگاهي تازه اي از بودن دست جهان را در دستهايت بفشار و گل لبخند بر لبان بنشان چه با شكوه است زنده بودن . رالف والد وامرسون : هر آنچه كه در پشت سر داريم ، و هر آنچه كه در پيش رو داريم ، در قياس با آن چه كه در درون ما نهفته است حقير و ناچيز است . هلن كلر : شادكامي نه از برون كه از درون فرا مي رويد . شادكامي آن نيست كه مي بينيم و لمس مي كنيم ، و يا چيزي كه ديگران برايمان انجام ميدهند و شادمان مي سازند شادكامي آن است كه ما مي انديشيم ، حس مي كنيم و انجام ميدهيم نخست براي ديگر همنوعان و سپس براي خود . جبران خليل جبران : مرگ بر روي زمين براي فرزند خاك پايان راه است ، اما كسي كه آسماني است ، مرگ برايش آغاز كاميابي است ؛ بي ترديد كاميابي از آن اوست . اگر كسي در خيال خود سپيده دمان را در آغوش بگيرد ، جاودانه مي شود . كسي كه شب درازش را به خواب رود ، به يقين در درياي خوابي ژرف محو مي شود . كسي كه در بيداري اش زمين را تنگ در آغوش مي گيرد ، تا به آخر بر روي زمين خواهد خزيد . و كسي كه سبكبار و آسوده با مرگ مواجه شود ، از مرگي كه به دريا مي ماند ، با اطمينان عبور خواهد كرد ؛ گران جانان فرو ميروند . * تنها مرگ و عشقند كه همه چيز را دگرگون مي كنند . * تام براون : انساني كه در جزيره متروك و منزوي نفس خويش زندگي مي كند تنها به جزيره كوچكي از زندگي اكتفا كرده است . آدمي بايد مرزها و موانع را پشت سر گذارد ، از قيد و بند هاي دست و پا گير عوامل انساني رها شود و به واقعيت روحاني خويش واقف گردد . تمام جزيره ها بايد با احداث پل به هم متصل گردند . خلق و سرشت هر كس بايد شناخته و درك شود و در يگانگي مطلق و خالص در هم مي آميزد . آنگاه ابعاد داخلي و خارجي وجود مفهومش را از دست داده ؛ جدايي بي معنا شده و فقط يگانگي خالص و مطلق به جاي ميماند . تنها با تلفيق و تركيب اين جهان ها ، انسان همه چيز را شناخته و معنا و مقصود راستين زندگي را خواهد يافت ... الکساندر گراهام بل : - تمام افکار خود را روی کاری که دارید انجام میدهید متمرکز کنید . پرتوهای خورشید تا متمرکز نشوند نمی سوزانند . نرمن ویسنت پیل : وقتی همه نیروهای جسمی و ذهنی متمرکز شوند توانایی فرد برای حل مشکلات به طور حیرت انگیزی چند برابر می شود . ژوبر : - كودكان به نمونه و سرمشق بيش از انتقاد نيازمندند . بايزيد : - خورشيد صفت ، با همه كس يك رو باش . آگ ماندنیو : - تنها ابزار موفقیت که قطعا به آن نیاز دارید ، صرف نظر از این که کارتان چیست ، این است که بیشتر و بهتر از آنچه از شما انتظار می رود کارایی داشته باشید و خدمات عرضه کنید بهترين دستور زندگي اينست كه انسان اعتماد به نفس داشته باشد . ارسطو : معلم نفس خود و شاگرد وجدان خود باش . قابوس : استاد پرورنده روان است و پدر و مادر پرورش دهنده جان . هر كس فقير و قانع باشد ثروتمند است . اميل زولا : بيشتر كساني موفق شده اند كه كمتر تعريف شنيده اند . ابن سينا : تجربه بالاتر از علم است . هوگو : اميد در زندگي بشر آنقدر اهميت دارد كه بال براي پرنده .
سعدي : علوم مظهر واقعيت هاي زندگي امروز است . اديسون : نام نيك پيراهني است كه هرگز كهنه نمي شود . دكارت : قرائت كتابهاي خوب مكالمه با مردمان شرافتمند گذشته است . امرسون : جديت و كوشش ما را به هدف نزديك مي سازد . سقراط : خشم و غضب را به درگاه انسانهاي با اراده راهي نيست . هو گو : وجدان خداي حاضر در انسان است . مارك تواين : حقيقت ، گرانبهاترين چيزي است كه ما داريم تار و پود مادر را از مهرباني بافته اند . سعادتمند كسي است كه از هر خبط و خطايي كه از او سر بزند تجربه تازه بدست آورد . ژرژ هربرت : يا درست حرف بزن يا عاقلانه سكوت كن . پاسكال : تمام شان و عظمت انسان در فكر است . بايرون : اي انسان تو آويخته ميان يك لبخند و اشكي . آلبرت هوبارد : هميشه به ياد داشته اش تا به فراموشي بسپاري آنچه را كه اندوهگينت مي سازد . اما ... هرگز فراموش نكن كه به ياد داشته باشي آنچه را كه شادمانت مي سازد . لذتي كه از علم حاصل مي شود بي آلايش است . گوته : اخلاق را طوفانهاي روزگار تقويت مي كند . شكسپير : سعادتمند كسي است كه به مشكلات و مصائب زندگي لبخند بزند . سعيد نفيسي : جامه كهنه را از خود دور مي كني ، چرا انديشه كهنه را از خود دور نمي كني . داگلاس مالوك : اگر نمي تواني شاه راه باشي ، كوره راه باش . اگر نمي تواني خورشيد باشي ، ستاره باش . كميت ، نشانگر پيروزي و يا ناكامي تو نيست لابروير : براي كسي كه پيوسته و آهسته راه ميرود ، هيچ راهي دور نيست . پاستور : تحمل و بردباري بالاترين جرات و جسارت است .
حجازي : - در هر صفتي قدرتي هست و در هر توانايي ضعفي . امرسون : - در قلب خود بنويسيد هر روز بهترين روز سال است . سقراط : - سخن گفتن به موقع و سكوت نمودن به موقع نشانه عقل است . شيللر : - حسن شهرت و نام نيك بزرگترين سعادت هاست . پابلو پيكاسو : - حقيقت واقعي در سكوت نهفته است . سقراط : مال از بهر آسايش عمر است نه عمر از بهر گرد آوردن مال. |+| نوشته شده توسط رضاموسوی در چهارشنبه هفدهم بهمن 1386 و ساعت 15:55 در قدم گاه عشق
6:00 PM | رضا | حرفی داری همینجا بگو نه پشت سر [0] مطلب امروزم یه سواله که تو ذهن اکثر ما هست ولی خیلیا بهش فکر که میکنن یه به نتیجه نمیرسن یا به جوابایی میرسن که اکثرا نا معقوله منم ادعا نمیکنم که راه درست رو میدونم ولی اینجا طرحش کردم که به دیگران یاد آوریش کنم و در صورت امکان نظر دیگران رو راجع بهش بدونم: همین! حالا من نمی خوام وارد بحسای دیگه بشم ولی میخوام بدونم وقتی تو خیلی از شهرها و جاها ادم امکان نداره با طرف مقابلش قدم بزنه یا آزادانه صحبت کنه چطور باید شناخت حاصل شه
به نظر شما دختر و پسرا قبل از این که همدیگرو کامل بشناسن طرف مقابل براشون مثل تخم مرغ لپ لپ نمیمونه؟
|+| نوشته شده توسط رضاموسوی در چهارشنبه هفدهم بهمن 1386 و ساعت 15:35 واقعیت های تلخ
دختران عامل اصلی بی هویتی و تهاجم فرهنگی در اجتماع
مخالفت گسترده دخترها با طرح آزمایش جنسی قبل از ازدواج گفت و گویی در شعبات دادگاههابا مردانی که زنان شان را به دلیل دختر نبودن قبل از ازدواج طلاق می دهند و آن دسته از مردانی که ادامه زندگی می دهند این داستان واقعی است خب بعد اتمام حجتم با خانمها میرسیم به آقا پسر های گل گلاب که دپرس گوشه خونه نشستن و نمی دونن چجوری mind بزنن, ( کار نداره داداش ,مخشون خدایی خورده فقط کافیه جمشون کنی)
1. هر جا که دیدید تعدادی دختر دارن از خنده غش و ضعف میرن بدونید که کارشون فقط برای تظاهر و جلب توجه چون: بر عکس ما پسرا هیچ دختری نیست که برای یه دختر دیگه اونقد جذاب و شیرین سخن باشه که طرفشو به غش و ضعف بندازه .در ضمن ما پسرا چون خیلی شورشو در اوردیم دیگه حتی بابا ننه هم رو مسخره میکنیم و می خندیم اما دخترا این جوری نیستن و هیچ وقت هیچ دختری نتونسته یه دختر دیگه رو از ته دل بخندونه! آخرین دختری که تونست یه دختر دیگه رو بخندونه وقتی بود که پدربزرگ پدر جد من رفت واسه زنش هوو اورد و چون این دو تا خیلی از هم بدشون میومد وقتی که یکیشون مرد اون یکی از ته دل خندید! پس نتیجه میگیریم که خنده دخترا یعنی اینکه خواهش میکنم استدعا دارم یکی بیاد mind من رو بزنه! 2. وقتی که توی یه ماشین تنها دو تا دختر بودند مطمئن باشید یکیشون پشت فرمونه چون اگر نباشه خوب ماشین راه نمیفته دیگه iq ! خوب دخترا راننده های خوبی نیستند و موقع رانندگی 80 درصد حواسشون به رانندگیه که یه وقت اشتباه نکنن.( الان میگید پس 20 درصد بقیه کجاست؟ باید عرض کنم که معمولاً دخترا فقط از 80 درصد حواسشون استفاده میکنن و به عبارت دیگه همه حواسشون رو هم که جمع کنن میشه 80 درصد و اون 20 درصد باقی مونده رو هم خدا بشون نداده تا بعداً راحت گول بخورن و عاشق شن و این طوری نسل بشر منقرض نشه! وگر نه خدا وکیلی اگه یه دختر 100 درصد حواسش جمع باشه اونوقت کی میاد زن من و تو و باباتو عموت ... شه؟!؟!؟! ) 3. تا یه ماشین دیدید که توش دو تا دختر هستند سریع نرید کنارش و بخواید شماره بدید به دو دلیل: الف:این روش قدیمی شده ب:ممکنه تصادف کنید چون در اون حالت ماشین های دیگه ای هم هستند که همزمان با شما اون ماشین رو دیدن و چون اونها هم به روش قدیمی عمل میکنن پس سریع میخوان خودشونو برسونن بهش و اولین کسی باشن که شماره میدن و از اونجایی که تجربه نشون داده وقتی یه پسر یه دختر میبینه دیگه مخش از کار میفته پس اگر شما هم در اون زمان با ماشینتون اونجا باشید پس احتمال تصادف زیاده! بنابراین و با توجه به دو مورد فوق نتیجه میگیریم که وقتی یه ماشین با دو تا دختر دیدید باید سریعاً از محل دور شید و فاصله رو زیاد کنید 4. مهمترین اصل در زدن mind یه دختر آرامشه.البته میدونم که ضربان قلب چه بخوای و چه نخوای میره رو 1000 اما باید جوری رفتار کنید که طرف نفهمه شما استرس دارید.حتی الامکان می تونید واسه اینکه نشون بدید چقدر آرامش دارید اگه توو ماشین هستید در حال حرکت در ماشین رو باز کنید و بپرید بیرون و این نشان دهنده اوج آرامش و ابله بودن شماست! 5. خیلی وقتا اتفاق میفته که وقتی یه ماشین رو به عنوان سوژه در نظر میگیرید در همین حال یه ماشین دیگه هم پیدا میشه و شما می مونید که از این دو تا ماشین کدومشون رو انتخاب کنید.راستش این مشکلیه که تا حالا افراد اهل فن راه حلی واسش پیدا نکردن ولی خوب شما میتونید در این مواقع خیالتون رو یه کم راحت کنید از این بابت که من نویسنده هم سردرگم میشم چه برسه به شما! 6. هیچ وقت وقتی که یه ماشین دیدید که دختر تووش هست و شما هم سوار ماشین پیکان قراضه سبز رنگ هستید سعی نکنید که عملیات محیرالعقول انجام بدید و چه میدونم سرعتو زیاد کنید و لایی بکشید واینا... چون واقعاً لایی کشیدن یک پیکان سبز رنگ از بین چند تا پژو و پراید و ماکسیما صحنه چندان خوشایندی نیست و اولین فکری که در این حالت به ذهن بیننده خطور میکنه اینه که احتمالاً راننده پیکان از دِه اومده! 7. یه نکته خیلی خیلی مهم رو به خاطر بسپارید و اون اینکه مطمئن شید که اون دو نفری که توی ماشین نشستند و یکی از یکی خوشگل ترند مادر و فرزند نباشند .به هر حال امروزه با پیشرفت علوم و فنون بعضی وقتا مادره از دختره جوون تر میشه پس حتماً حواستون جمع باشه! 8. سعی کنید وقتی یه ماشین دیدید که تووش دو تا دختر نشستن صدای ضبط ماشینتونو زیاد نکنید که کل خیابون برگردن ماشین شما رو نگاه کنند چون دیگه اینکه آدم آهنگ تکنو بذاره و صداشو زیاد کنه واقعاً خز و خیل شده و در ضمن این جوری ممکنه سوژه هم بپره به هر حال اونا دخترن دیگه مثل ما پسرا که نیستن، کارشون حساب و کتاب نداره... ------------------------------------------- خوب در مورد خانمهایی که این مطلب رو خوندن در صورت بروز هر گونه آتش گرفتگی , داغ شدن سر , احساس حالت امفجار و امراضی از این نوع حتما خودشون رو به چشم پزشک نشون بدن چون من در بالا نوشته بودم این مطلب مخصوص آقا پسرهاست. پ . ن : دمپایی ها و کفشهای شما بعد از پرتاب پس داده نمی شود. هستیم در خدمتون...
زندگی (آیدا-ع) ،این دختر هرزه و حیوانی که بسیاری از جوانان را به کام مرگ و انحراف کشاند
|+| نوشته شده توسط رضاموسوی در چهارشنبه هفدهم بهمن 1386 و ساعت 15:5 استقلال محبوب قلبم
|+| نوشته شده توسط رضاموسوی در یکشنبه چهاردهم بهمن 1386 و ساعت 16:30 جاده های بی انتها
زن: ميخواهى من از پيشت برم؟ مرد: نه! فكرش را هم نكن. زن: منو دوست داري؟ مرد: البته! زن: آيا تا حالا به من خيانت كردي؟ مرد: نه! چرا چنين سوالى ميكني؟ زن: منو مسافرت ميبري؟ مرد: مرتب! زن: آيا منو ميزني؟ مرد: به هيچ وجه! من از اين آدما نيستم! زن: ميتونم بهت اعتماد كنم؟ بعد از ازدواج همين متن را اين دفعه از پائين به بالا |+| نوشته شده توسط رضاموسوی در شنبه سیزدهم بهمن 1386 و ساعت 13:45 فيروز كريمي: اگر دامادم به تيم من گل بزنداو را به خانه راه نميدهم
_ اولين باري كه پا به توپ شديد، كي بود؟ ودر چه سالي بود؟ و اولين مربي شما كه بود؟ كريمي: فكر ميكنم در زمين پليس نازيآبادبود، سال 1349 با تيم جوانان پاس، اولين مربيمن هم حسين لطفي بود. _ اولين باري كه به تيم ملي دعوت شديد؟ كريمي: سال 1356 زماني كه حشمتمهاجراني، حسن حبيبي و فريدون عسگرزادهمربي بودند. _ چه زماني كفشهايتان را آويزان كرديد وفوتبال را كنار گذاشتيد؟ كريمي: آذر ماه 67. _ اولين باري كه به عنوان مربي روي نيمكتنشستيد، چه زماني بود؟ كريمي: مسابقه دوستانه پاس با تفتون مسجدسليمان در سال 67. _ تنها قهرماني باشگاه پاس در جام باشگاههايآسيا با مربيگري شما بود، در اين مورد كميصحبت كنيد؟ كريمي: آن قهرماني ماحصل 5 سال كار مستمرو پيگر بود، ما در سال 68 وارد مسابقات ليگكشور شديم كه تيم با مديريت صحيح آقاي محمدطباطبايي اداره ميشد و مهدي مناجاتي نيزمديرفني بود. در سال 69 علاوه بر مقام سوميتيم پاس را از دسته اول به ليگ برتر آورديم.متعاقب آن در سال 71 قهرمان ايران شديم وبعدا كه قهرماني آسيا را تصاحب كرديم. _ چند تا از شاگردان مطرحتان را نام ببريد. كريمي: بهزاد غلامپور، محمد خاكپور، حميداستيلي، فرهاد مجيدي، ماركار آقاجانيان، اصغرمديرروستا، علي لطيفي، سيد مهدي ابطحي،خداداد عزيزي، نيما نكيسا، داود فنايي، پرويزبرومند، وحيد هاشميان و... كه حضور ذهنندارم. _ و اما بهترين شاگردتان؟ كريمي: خيلي سخت است، اما ميتوانم بگويمماركار آقاجانيان بهترين شاگرد من بود. _ اگر روزي بگويند فوتبال را كنار بگذاريد چهميكنيد؟ كريمي: مطمئنا آن روزي خواهد بود كهآرزويم است. با كمال ميل حاضرم فوتبال را كناربگذارم. _ راستي فيروز خان آن جريان ميخچهها درورزشگاه ابومسلم خراسان چه بود كه شما درتلويزيون هم آن را نشان داديد؟ كريمي: يك حقيقتي بود كه بايد گفته ميشد.يك ميخهايي بودند كه با پولك به زمين وصلميشد. اينها را براي مراسم المپياد دانشآموزيدر زمين گذاشته بودند و در زمين وجود داشتاتفاقا دستيارانم از بچههاي مشهد بودند و ميخهارا آنها درآوردند، به هر حال ما هم از باب توجيهقضيه، تشريح به سوزن فرفرهها كرديم، كه بهخاطر آب و كود مناسب تبديل به ميخ طويله شد.(ميخندد) _ سختترين بازي عمر؟ كريمي: فينال جام باشگاههاي آسيا، بازيپاس با الشباب عربستان. البته زياد مشمول استرسنبوديم. فكر ميكنم خدا به فرياد ما رسيد تا بتوانيمقهرمان شويم. _ علم بهتر است يا ثروت؟ و چرا؟ كريمي: مسلما ثروت. بدون علم ميشود باثروت زياد زندگي مناسب داشت، اما خيليها باعلم زياد در گوشهاي از كنج، رينگ روزگارميگذرانند. _ پس با اين اوصاف، ثروت يك بر صفر از علمجلو است؟ كريمي: اين فقط تا دقيقه 3 ميباشد وگرنهثروت تا دقيقه 90، 30 برصفر از علم جلو است _ تحصيلات شما چيست؟ كريمي: فوق ليسانس رشته روانشناسي هستم. _ در مورد خانوادهتان كمي صحبت كنيد. كريمي: همسرم خانهدار است، سه تا دختر،يك پسر و دو داماد دارم. _ نوه چطور؟ كريمي: كريمي نوه هم دارم كه هر دو پسرهستند يكي حسين 6 ساله و ديگري علي 2 ساله. _ نوه شيرين است؟ كريمي: فوقالعاده. _ از دامادها راضي هستيد؟ كريمي: بسيار راضي هستم، بچههاي خوبيهستند البته داماد دومم من را سياه كرد، قرار شداو در عرض يك هفته، يك ستون به خانه قبلي مااضافه كند كه به 2 سال طول كشيد و ما را تا«خرخره» توي قرض فرو برد، البته در نهايتعلاوه بر اينكه خودش، ما و ساير اعضا را صاحبخانه كرد و به اندازه 14 سال مربيگري قبل ازساخت آن خانه به ما سود رساند _ پس زياد هم سياه نشديد؟ كريمي: تا حدودي. _ رشته تحصيلي دامادتان چيست؟ كريمي: مهندس عمران هستند. _ داماد اول هم كه فوتباليست است؟ كريمي: بله، مهدي تارتار كه البته فكر ميكنمهنوز به حقش در فوتبال ايران نرسيده. _ ممكن است روزي پسرتان نيز فوتباليستشود؟ كريمي: احتمالش وجود دارد، عباس در سن12 سالگي فوتبالش خوب است و احتمال اينكهيك فوتباليست به خانواده ما اضافه شود زياداست. _ چه زماني «عروسدار» خواهيد شد؟ كريمي: خيلي زود، مادر عباس بنا را برازدواجزود هنگام او گذاشته و با اين اوصاف فكر ميكنم8، 9 سال ديگر عروس دار شوم. _ اگر دامادي مثل «بامشاد» داشتيد چه كارميكرديد؟ كريمي: از همه طرف ميتراشيدمش تا بهصورت يك بدن استاندارد در بيايد(ميخندد). _ آقاي كريمي در منزل چه كسي رئيساست؟ شما يا همسرتان؟ كريمي: من خيلي كم در منزل هستم و به كسيهم كار ندارم، در اين 9 سال گذشته كه هر سال رادر يك شهر بودم، در خانه هم بيشتر با حاج خانم(همسرم) صحبت ميكنم و بقيه اوقات را بانوههايم كشتي ميگيرم. _ چه كسي پيروز ميشود؟ كريمي: بعضي وقتها از آنها شكست ميخورمو بعضي وقتها هم پيروز ميشوم. _ پس كشتيگير خوبي هستيد؟ كريمي: بله، البته اگر رقبايم 70 كيلو از منسبكتر باشند، پيروز ميشوم. _ در حال حاضر چند سال داريد؟ كريمي: 49 سال.
كريمي: به خاطر اينكه آن زماني كه منعلاقهمند بودم مربي تيم ملي باشم، دعوت نشدم وزماني كه دعوت به عمل آمد من تمايل نداشتم _ شنيديم حنجرهتان را عمل كردهايد؟ كريمي: بله، حنجرهام را دو دفعه عمل كردمچون تارهاي صوتيام صدمه ديده بود. الان همگهگاهي فرياد ميزنم، ملتهب ميشود. _ شما در ابتداي فصل به تيم استقلال اهوازرفتيد، پس از چند روز از اين تيم جدا شديد وهدايت تيم راه آهن را برعهده گرفتيد، دليلشچه بود؟ كريمي: همسرم راضي نبود، او ديگر از رفت وآمدهاي من خسته شده بود، حتي شفيعزاده(مدير عامل باشگاه استقلال اهواز) گفته بود كهخانوادهات را هم با خودت بياور اهواز كه بچههاموافقت نكردند. _ اگر همسرتان بگويد فوتبال را كنار بگذار چهميكنيد؟ كريمي: او هميشه ميگويد فوتبال را كناربگذار _ پس چرا به حرفش گوش نميدهيد؟ كريمي: به هر حال مشكلات زندگي زياد استو چون بيدليل انسان غرق «ماديات» ميشودبايد تلاش كند. كه البته دوستان اجازه نميدهندمن فوتبال را كنار بگذارم. _ اگر دامادتان مهدي تارتار، در يك بازيحساس در تيم مقابل شما بازي كند و در دقيقه 90پشت ضربه پنالتي بايستد و گل بزند و تيم شما درآن بازي بازنده شود، چه اتفاقي رخ خواهد داد؟ كريمي: فكر ميكنم تا صبح بايد پشت دربخوابد و او را به خانه راه نميدهم البته بهدخترم ميگويم او را راه ندهد. _ و اگر گل نزند چه خواهد شد؟ كريمي: حق مطلب ادا شده است، با يكرويخوش و غذاي لذيذ و يك شيريني پذيراياو خواهيم بود البته من كاري به كار او ندارمبچهها خدمتش خواهند رسيد به هر حال اين حرفها فقط براي شوخي بود ودر ورزش بحث رقابت مردانه و صادقانه است وهر كسي حقش باشد بايد پيروز شود. _ شنيدهايم به زمين چمن تيمتان خيليحساس هستيد؟ كريمي: ببينيد فوتبال با «پا» بازي ميشودهرموقع خواستم مربي هندبال شوم ديگر به زمينحساسيت ندارم _ شنيدهايم در نبود شما دوبار دزد به منزلتانزده و نصف اثاثيه خانه خالي شده، حال اگر شمابوديد اين اتفاق ميافتاد؟ كريمي: احتمالا تمام وسايل به سرقتميرفت، چون اگر دزد خودم را هم بدزد ازخواب بيدار نميشوم _ اگر مربي نميشديد چه كاره ميشديد؟ كريمي: من شغل اولم افسر پليس بود و در حالحاضر نيز بازنشسته هستم. _ درجهتان چه بود؟ كريمي: سرهنگ بودم. _ تا حالا داوري را نفرين كردهايد؟ كريمي: يك داوري را كه سرنوشت بازي ما راتغيير داده بود نفرين كردم، البته ايشان در حالحاضر زنده نيستند و اميدوارم روحشان شاد باشد. خارج از محدوده با فيروز كريمي_ شايعه؟ حقيقت كمرنگ كه به مرور پررنگترميشود. _ تا حالا عاشق شديد؟ بله، عاشق همسرمشدم و الان هم عاشق او هستم. _ همسرتان را بيشتر دوست داريد يانوههايتان را؟ از آدم و عالم، تمام كائنات، تمامموجودات و... او را بيشتر دوست دارم. _ دقيقه 90؟ دقيقهاي كه خانمانسوز است _ گل طلايي؟ به اندازه طلا ارزش دارد، حتياز طلا هم گرانتر است _ باران؟ دوستش دارم به شرطي كه به چمنورزشگاه آسيبي نرساند _ نقاب؟ پوشش مناسبي است كه از چهرهواقعي خيليها حفاظت ميكند. _ اگر يك هواپيما داشتيد؟ در اختيارخطوط قرار ميدادم تا ديگر آن صداي معروفرا نشنوم كه ميگويد از تاخير به وجود آمدهپوزش ميطلبيم _ فيروز كريمي 10 سال بعد؟ ساقدوش پسر... _ معلومه عروستان را خيلي دوست خواهيدداشت؟ بله، نميدانم چه حسي است اما فكرميكنم عروسم را بيش از اندازه دوست دارم _ حرفي كه در اين 49 سال نزديد؟ شايدحرفم تبديل به چاپلوسي شود، اما واقعيت ايناست كه آرزويم هميشه اين بود كه كمك حاليبراي مردم و اقوام خودم باشم. هميشه آرزويسرافرازي همه هموطنانم را داشتهام و قلباسعادت و خوشبختي را براي آنها آرزو ميكنم. _ سوال بيجوابي در زندگي شما بوده است؟خير، به همه سوالهايم جواب دادهام |+| نوشته شده توسط رضاموسوی در چهارشنبه دهم بهمن 1386 و ساعت 14:16 |
| ||||||
























